<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Journal of Preventive Medicine</title>
<title_fa>طب پیشگیری</title_fa>
<short_title>J Prevent Med</short_title>
<subject>Medical Sciences</subject>
<web_url>http://jpm.hums.ac.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2476-7182</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2423-429X</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii>8</journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.52547/jpm</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid>14</journal_id_sid>
<journal_id_nlai>8888</journal_id_nlai>
<journal_id_science>13</journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1402</year>
	<month>7</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2023</year>
	<month>10</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>10</volume>
<number>3</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه ارتقای سلامت روان مبتنی بر نظریه لازاروس و فولکمن بر مدیریت استرس در زنان شاغل دارای تعارض کار و زندگی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>روانشناسی</subject_fa>
	<subject>Psychology</subject>
	<content_type_fa>گزارش سیاستی</content_type_fa>
	<content_type> Political report</content_type>
	<abstract_fa>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف&lt;/strong&gt; کی از مهمترین معضلاتی که زنان شاغل با آن رو به رو هستند، تعارض میان کار و زندگی و استرس های ناشی از آن است که چنانچه مدیریت نشود می تواند پیامدهایی ناخواسته بر کارکردهای خانوادگی ، سازمانی و سلامت فرد شاغل داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه مدیریت استرس مبتنی بر مدل لازاروس و فولکمن بر ارتقای سلامت روان زنان شاغل دارای تعارض میان کار و زندگی انجام گردید.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش ها&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر از نوع مطالعات ترکیبی است که در 4 مرحله (مرورسیستماتیک و مطالعهی کیفی، طراحی و روانسنجی ابزار، مطالعه توصیفی و مطالعه مداخله ای) در زنان شاغل دو دانشگاه در بیرجند انجام شد. در ابتدا به منظور شناسایی عوامل ایجاد کننده تعارض میان کار و زندگی در متون علمی، اقدام به انجام یک مطالعه سیستماتیک کردیم، سپس با هدف شناسایی دیدگاه ها و تجارب زنان شاغل جامعه هدف در زمینه تعارض میان کار و زندگی و روش های مقابله با آن مطالعه کیفی با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام دادیم. در این مرحله نمونه گیری به صورت هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع از نظر سن، سابقه کار، تعداد فرزندان و نوع استخدام انجام شدو اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق و هدایت شده با 19 زن شاغل، 6 نفر از همسران آن ها و 4 مدیر دانشگاه انجام شد. با استفاده از نتایج حاصل از مرور سیستماتیک و مطالعه کیفی پرسش نامه ای 106 گویه ای بر اساس چارچوب مدل لازاروس و فولکمن ساخته شد. بعد از انجام روایی صوری و محتوایی، با استفاده از تحلیل عاملی (اکتشافی و تاییدی) در یک گروه 303 نفری از زنان شاغل روایی سازه سنجیده و تایید شد. برای تعیین پایایی ابزار هم از ضریب آلفای کرونباخ &amp;nbsp;استفاده شد. سپس به منظور توصیف جامعه از نظر تعارض میان کار و زندگی یک مطالعه مقطعی با نمونه 320 نفری از زنان شاغل انجام شد. درفاز نهایی (مطالعه مداخله ای) تعداد 100 نفر از زنان شاغل در دو گروه مداخله و کنترل شرکت داشتند. برنامه مداخله بر اساس نتایج پیش آزمون و سازه های مدل طراحی شد. مداخله طی 12 جلسه آموزشی 2ساعته به روش های آموزشی مختلف (سخنرانی ،پرسش و پاسخ، بحث گروهی، ایفای نقش و ...) برگزارشد. داده ها توسط 4 پرسش نامه ( تعارض کار و زندگی کارلسون، محقق ساخته مدیریت استرس در زنان شاغل، استرس ادراک شده کوهن و سلامت عمومی گلدبرگ) قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار spss19 با بهره گیری از آمار توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری(p&lt;0.05) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt; یافته ها در زمینه علل ایجاد کننده تعارض میان کار و زندگی بر اساس نتایج حاصل از مرور سیستماتیک در 4 گروه عوامل فردی، بین فردی، سازمانی و فرهنگی قرار گرفت. بر اساس مطالعه کیفی هدایت شده، سازه های مدل، طبقات اصلی ما را تشکیل داد و زیر طبقات بر اساس مصادیق و کدهای مستخرج از مصاحبه ها در طبقه مناسب قرار گرفتند . آنالیز نتایج نشان داد استرسورها یا عوامل ایجاد کننده تعارض از دیدگاه زنان شامل 4 طبقه اصلی است: عوامل فردی (فشار نقش مادری، ویژگی های شخصیتی، کمبود مهارت های فردی)، &amp;nbsp;عوامل بین فردی ( حمایت ناکافی همسر، حمایت ناکافی اقوام، حمایت ناکافی همکاران و حمایت ناکافی مدیر)، عوامل سازمانی (ویژگی های کار و سیاست های سازمانی) و عوامل فرهنگی (نقش سنتی زن در جامعه). واکنش زنان به استرس شامل سازه ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه بود. راهکارهای حل تعارض شامل 4 طبقه اصلی با سازه های مقابله مسئله محور، هیجان محور، معنامحور و کسب حمایت اجتماعی بود. سازه پیامد یا سازگاری هم متناظر با پیامدهای تعارض و شامل دو طبقه اصلی مشکلات سلامتی و اختلال در وضعیت کارکردی بود. نتایج حاصل از روانسنجی ابزار ، پرسش نامه مدیریت استرس در زنان شاغل دارای تعارض میان کار و زندگی را با 7 عامل و 75 گویه تایید کرد. در توصیف جامعه به این نتیجه رسیدیم که تعداد سال های گذشته از ازدواج، تعداد فرزندان، وجود فرد نیازمند به مراقبت در منزل و داشتن بیماری می تواند شانس تعارض را افزایش دهد. نتایج مطالعه مداخله ای هم نشان داد که آموزش تاثیر معناداری بر ارتقای رفتارهای مقابله ای مسئله محور و معنا محور و کاهش رفتارهای هیجان محور داشته است(در سطح معناداری(p&lt;0.05)) . هم چنین تاثیر آموزش بر کاهش نمره تعارض و استرس زنان و ارتقای سلامت روان آن ها تایید شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه کارآیی و اثربخشی مدل تعاملی لازاروس و فولکمن را به عنوان چارچوبی جامع جهت طراحی و اجرای مداخلات به منظور کنترل استرس در زنان شاغل دارای تعارض بین کار و زندگی تایید می کند و باعث کاهش سطح استرس و بهبود وضعیت سلامت روان زنان بعد از مداخله آموزشی می شود. &amp;nbsp;شناخت استرس های جامعه هدف از زبان خودآن ها و طراحی مداخله بر اساس این یافته ها می تواند اثربخشی مداخلات را ارتقا دهد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>مدیریت استرس, تعارض کار و زندگی , الگوی تعاملی لازاروس و فولکمن, کارآزمایی کنترل شده تصادفی, تحلیل محتوی کیفی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>312</start_page>
	<end_page>317</end_page>
	<web_url>http://jpm.hums.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-648-2&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>زهرا</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسینی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010511</code>
	<orcid>100319475328460010511</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>سیده فاطمه</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رحیمی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010512</code>
	<orcid>100319475328460010512</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>تیمور</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آقاملایی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010513</code>
	<orcid>100319475328460010513</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>محمد رضا</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>میری</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010514</code>
	<orcid>100319475328460010514</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>رضا</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دستجردی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010515</code>
	<orcid>100319475328460010515</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>فاطمه</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سلمانی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460010516</code>
	<orcid>100319475328460010516</orcid>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
